برشی از کتاب

عزیزترین، چه داستان ِ به‌شدت نفرت‌انگیزی است، این داستانی که حالا دوباره کنارش می‌گذارم تا با فکر کردن به تو تجدید قوا کنم. حالا کمی بیش‌تر از نصفش نوشته شده و در مجموع چندان هم از آن ناراضی نیستم، اما بی‌نهایت نفرت‌انگیز است و چنین چیزهایی، می‌بینی، از همان دلی تراوش می‌کند که تو در آن زندگی و آن‌را به‌عنوان خانه‌ات تحمل می‌کنی. اما به‌خاطرش غم‌گین نشو، از کجا معلوم؟ هرچه بیش‌تر بنویسم و هرچه بیش‌تر خودم را رها کنم، چه بسا برایت پاک‌تر بشوم و لایقت، اما مطمئنا هنوز چیزهای بسیاری از مرا باید دور ریخت و شب‌ها هرگز نمی‌توانند برای این‌کار که درضمن بسیار لذت‌بخش هم است، به‌قدر ِ کافی بلند باشند. 


از نامه‌ی کافکا به فلیسه، درباره‌ی داستان ِ مسخ، پراگ، 24 نوامبر 1912

ابزار وبلاگ
دانلود آهنگ جدید
free video
آپلود عکس
اجاره ماشین کیش
تشخیص جنسیت جنین از روی ناف
خرید بک لینک
آپدیت نود 32
قالیشویی مشهد
کسب درآمد
دانلود تلگرام
دیلیت اکانت تلگرام
مهستی قدیمی
دانلود کشتی کج
تور دبی
بلیط هواپیما
دوربین مدار بسته
ترمیم مو
چاپ فاکتور رسمی
خرید گیفت کارت
پرینت سه بعدی
تشخیص ترکیدگی لوله
فایل بایگانی ریلی
طراحی سایت
جابجایی گاوصندوق
تعمیرات گاوصندوق
سه پایه بوم
ویندوز اورجینال
بيمه مسافرتي
تور تایلند ارزان قیمت
رتبه برتر
دانلود جزوه درسي
معدل رشته تجربي
برنامه ريزي رايگان
برنامه ريزي رايگان
اوج يادگيري
اوج ياد گيري
كنكور آسان است
مهندس امير مسعودي
استاد حسين احمدي
تولیدی کیف
صرافی
سمعک هوشمند
صندلی ماساژور
سختی گیر رزینی
اخبار جهان
دستگاه جوجه کشی طوطی
فروش اقساطی لکسوس
خرید vpn
لیزر موهای زائد
اعصاب و ارامش
خرید لباس
خريد ممبر واقعى
فروشگاه اینترنتی روتختی
اصلاح طرح لبخند
تعمیرات لوله کشی ساختمان
تور دبی