خاطرات گذشته شانزده تیرماه نود و چهار

می بینی آقا رضا با خود چه کردی ؟!
داداشی از ماهشهر زنگ بزنه به به بابا و بگه رضا را با خودت بیار ماهشهر برای کمک کردن توی مغازه ... بابا هم با خنده و شوخی برای من میگفت ... میگفت داداش جانت زنگ زده گفته شهریور داداش رضا رو بیار تا ببینمیش دلم براش تنگ شده ...
اره تنگ شده... تنگ شده که چند تا حرف بارم کنه ... برای زخم زبون زدن دلش تنگ شده ...

اره وضع همینه تا زمانی که خودت توش تغییری ندی ...؟!؟ تا کی میخواهی ادامه بدی ....تا کی میخواهی توی رویاهات باش ... رویا برای فرار از واقعیت هاست...واقعیت های دردناکی که اطرافتن...اما الان وقتش که همه شونو یذاری کنار ....


دفترچه روز نوشت شخصی شانزده تیرماه نود و چهار

ابزار وبلاگ
دانلود آهنگ جدید
free video
آپلود عکس
اجاره ماشین کیش
تشخیص جنسیت جنین از روی ناف
خرید بک لینک
آپدیت نود 32
قالیشویی مشهد
کسب درآمد
دانلود تلگرام
دیلیت اکانت تلگرام
مهستی قدیمی
دانلود کشتی کج
تور دبی
بلیط هواپیما
دوربین مدار بسته
ترمیم مو
چاپ فاکتور رسمی
خرید گیفت کارت
پرینت سه بعدی
تشخیص ترکیدگی لوله
فایل بایگانی ریلی
طراحی سایت
جابجایی گاوصندوق
تعمیرات گاوصندوق
سه پایه بوم
ویندوز اورجینال
بيمه مسافرتي
تور تایلند ارزان قیمت
رتبه برتر
دانلود جزوه درسي
معدل رشته تجربي
برنامه ريزي رايگان
برنامه ريزي رايگان
اوج يادگيري
اوج ياد گيري
كنكور آسان است
مهندس امير مسعودي
استاد حسين احمدي
تولیدی کیف
صرافی
سمعک هوشمند
صندلی ماساژور
سختی گیر رزینی
اخبار جهان
دستگاه جوجه کشی طوطی
فروش اقساطی لکسوس
خرید vpn
لیزر موهای زائد
اعصاب و ارامش
خرید لباس
خريد ممبر واقعى
فروشگاه اینترنتی روتختی
اصلاح طرح لبخند
تعمیرات لوله کشی ساختمان
تور دبی